آسیب شناسی مدهای نابهنجار و تاثیرآن بر جوانان

نوآوری یا هنجارشکنی؟!

آسیب شناسی مدهای نابهنجار و تاثیرآن بر جوانان

نوآوری یا هنجارشکنی؟!

 گرایش به مد بیانگرنوعی تجدید نظرخواهی ودرواقع تلاش در جهت نوکردن وتغییردرمسائل مختلف ظاهری زندگی است. به عبارت دیگرگرایش وسیع به تغییر و تنوع ، بیانگر حرص ونیازشدید انسان برای ورود به قلمروهای جدید است، نیازی که جزئی ازفطرت انسان ها را تشکیل می دهد. میل به تغییرازیک نیاز فطری سرچشمه گرفته وقابل سرکوب کردن نیست. برای همین انسان همواره به دنبال تغییرقالب ها وفراراز کلیشه هاست. درهم آمیختگی اجتماعی باعث می شود که جامعه به سمت یک دست شدن درسبک پوشش، مدل آرایش، سلیقه رایج وطرزرفتاربرود. هرازچند گاهی شاهد تغییراتی دراین یکدستی می باشیم که نشانه مدرنیسم ومد است. با ظهورتب مدرنیته یا مدرنیزاسیون وجهانی شدن وتحول دربرخی مفاهیم ومعیارها ، فضای زندگی بشرتبدیل به فضایی مصرف زده ، سطحی وکاملاصوری سوق داده می شود.

 دراین فضا انسان به دنبال این است که شکل ظاهری خود را تغییردهد وازآنجا که این تغییربزودی اورا دل زده می کند، به سرعت به دنبال اشکال ظاهری جدیدی می رود. چنانچه این ظواهرنوین به شکل صحیح ودرقالب فرهنگ ملی ومذهبی جامعه دراختیاروی قرارنگیرد، یا آنها را خلق می کند ویا ازدیگران تقلید می کند. براساس تحقیقات انجام شده، جوامعی که درقبال این رفتارجوانان ونوجوانان واکنش های تحقیرآمیزومقابله ای درپیش می گیرند، به نتایجی وخیم تردرمسئله بحران نسل ها رسیده وبخش مهمی ازنیروی کارآمد انسانی خود را مضمحل خواهند یافت .

شاید به این دلیل که پایگاه طبقاتی خود را در پشت نقابی پنهان کنیم . به دامان مد پناه می بریم وازیک رفتار، قیافه یا طرزپوشش، بدون توجه به طبقه اجتماعی که به آن تعلق داریم پیروی می کنیم یا به شکل گسترده ای مبلغ آن می شویم

تعریف:

بنا به تعریفی دیگر، باب روزیا مد(Fashion) تغییرات درپوشش، آداب، الگوهای رفتاری، سبک زندگی، هنر، ادبیات و حتی فلسفه بوده وبیشتر مبتنی برمیل به فرق داشتن وهمچشمی می باشد.

امروزه پیروی ازمد نه تنها در نوع پوشش جوانان ، بلکه در بخش های مختلف زندگی افراد تاثیرگذاراست. ازسبک لباس و آرایش های ظاهری گرفته (مد مو، مد لباس) تا وسایل منزل، حتی گرایش ها وعلایق خاصی که درقشری ازجامعه ناگهان بیش ازسایرعلایق مورد پسند واقع می شود  .

جامعه شناسان مد را نمادی ازشیوه زندگی و ابزاری نمایانگر ثروت ، رفاه و پایگاه طبقاتی که فرد به آن تعلق دارد ، تعریف می کنند. شاید به این دلیل که پایگاه طبقاتی خود را در پشت نقابی پنهان کنیم . به دامان مد پناه می بریم وازیک رفتار، قیافه یا طرزپوشش، بدون توجه به طبقه اجتماعی که به آن تعلق داریم پیروی می کنیم یا به شکل گسترده ای مبلغ آن می شویم. با این تعریف، مد به عنوان شکلی ازشیوه زندگی، محدوده وسیعی را دربرمی گیرد وتنها به لباس وآرایش محدود نمی شود ، هرچند که نمود عینی آن را درآرایش وپوشش افراد بویژه جوانان متجلی شده است. یک مد جدید مانند سیلی بزرگ جامعه را فراگرفته، جوانان را مسخ نموده وپس ازمدتی (کوتاه) تغییرمی کند. خیلی ازافراد مد ومدگرایی را یک امرکاملاشخصی و سلیقه ای می دانند ومعتقدند نمی توان افراد جامعه را مجبور کرد که برخلاف آنچه دوست دارند وانتخاب می کنند، عمل نمایند . ولی آیا انتخاب هر گونه لباس وآرایشی برای هرجامعه وفرهنگی مناسب است؟ واساسا این سئوال همیشه مطرح است که مدگرایی خوب است یا نه ؟

مسئله شناسی مد وجوانان :

نوآوری یا هنجارشکنی؟!

دوره جوانی دوره گذرازبلوغ و شکل گیری حس استقلال طلبی فرد است. ازهمین رو جوان سعی دارد با روش های مختلف استقلال وهویت خود را به دیگران نشان دهد. مد ومدگرایی پدیده ای است که کمابیش درمیان همه اقشارجامعه وجود دارد ، اما دراین میان ، جوانان ونوجوانان بیش ازدیگران به مد اهمیت داده وبسیارمدگرا می باشند.

فزونی احساس تنوع طلبی به عنوان یک نیاز روحی ، روانی همراه با تمایل به خودنمایی در جوانان ، گسترش رسانه ها و اینترنت ، توسعه وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه ای و در پی آن گسترش ارتباط بین جوامع با فرهنگ های گوناگون وهمچنین مشاهده تصاویر جذاب از هنرپیشگان ، خوانندگان ، ورزشکاران و چهره های محبوب با مدل های جدید پوششی ، آرایشی وغیره ، همچنین متنوع تر شدن تفریحات و تسهیلات زندگی ، موقعیت جدید درشناخت وفهم ارزش ها ، باورها وانتخاب ها ودرنتیجه ترویج ناگهانی آداب وعقایدی را در پی دارد که دربرخی موارد فراترازحد متعارف به ناهنجاری ورفتارهای متضاد با ارزش های جامعه تبدیل شده وخود را به عنوان یک مسئله اجتماعی نشان می دهد. اگرازجوانانی که عادت کرده اند پوشش، آرایش ورفتارشان را طبق آخرین مدهای رایج تنظیم کنند، پرسیده شود که به چه علت این کار را کرده اند، یا مثلااین آرم وکلمه روی لباس آنها چه کارکردی دارد، به سختی می توان پاسخ متقاعد کننده ای شنید ، جز آنکه: «خب، قشنگه !»، «برای اینکه مده .»! به نظربرخی جوانان، رعایت سبک پسندیده روزوپیروی ازمد روز، امری اجتناب ناپذیراست.

گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعریف متمایز از یکدیگرند ، اما سیر تحولات تاریخی و اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید ، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن متبادرمی شود.

این پاسخ ها گرچه سطحی به نظرمی رسند، اما در یک تحلیل روان شناختی نشان دهنده نوعی از تعلق گروهی، نوجویی ، تنوع طلبی و گرایش جوانان به امروزی شدن است و یک پدیده طبیعی در جهت ارضای این نیازها محسوب می شود ؛ اما از آنجا که همراه مد ، الگوهای رفتاری ، هنجاری و ارزش های خاصی در بین جوانان و نوجوانان رونق وشیوع یافته ومد که نمایانگرارزش مسلط یک زمان در یک جامعه خاص است، عاملی برای انتقال هنجاروارزشی از جامعه ای به جامعه ای دیگر می شود ؛ بررسی زمینه ها وپیامدهای مدگرایی، یکی ازموضوعات مهم درجامعه ما محسوب می شود. ازآنجا که دراکثرمواقع چنین محصولاتی (کالاهای فرهنگی) که تولید داخل باشد را یافت نمی کند، به نوع تغییرشکل یافته وارداتی آن روی می آورد که همین مسئله باعث بروزبرخی مسائل اجتماعی از جمله بحران هویت، می گردد. این موضوع اهمیت ولزوم ارائه کالاهی فرهنگی متناسب با فرهنگ ملی ومذهبی وهمچنین متناسب با تغییرات روز(جهان) را می رساند.

مد درایران :

با نگاهی به تاریخ ایران، مشاهده می شود اززمان قاجارکه پای ایرانیان به فرنگ بازشد تا پایان عصرپهلوی، فصل متفاوتی درمدگرایی ایرانیان گشوده شد. آشنایی درباریان قاجاربا زندگی غربیان در پی مسافرت های پرهزینه به اروپا ، به نوعی نخستین گام درعرصه شناخت پوشش های غربی بود . ذکراین نکته ضروری است که ایران به لحاظ واقع شدن برسرراه ابریشم ومنطقه خاورمیانه همواره گذرگاه تردد اقوام مختلف بوده، ولی غنای اسلامی وایرانی فرهنگ این سرزمین مانع تقلیدپذیری ازبیگانگان بود. با ضعف پادشاهان ایرانی، بویژه درعصرقاجار، به دلیل کاهش اعتماد به نفس و خودباوری ، علائم غربزدگی آشکار گردید . متاسفانه امیرکبیرهم مجال نیافت تا الگوبرداری صحیح درعرصه فناوری را برای توسعه ملی کامل کند. ادامه تحصیل برخی ازایرانیان درفرنگ زمینه تغییردیدگاه نسبت به هویت مذهبی وملی را پدید آورد وانحراف در الگوبرداری ازمظاهرپیشرفت با آغازدوران پهلوی به اوج خود رسید.

نوآوری یا هنجارشکنی؟!

نگاه پهلوی اول به مقوله توسعه یافتگی ومبارزه با عوامل عقب افتادگی همانند پترکبیربود. اوپس ازمسافرت به ترکیه وملاقات با آتاترک ومشاهده مظاهرغرب براین باورشد که حجاب سبب عقب افتادگی ایران زمین است ! به همین علت دستور کشف حجاب زنان ویکدست کردن لباس رسمی مردان ایرانی را صادرکرد. ازآن زمان که رضا پهلوی با سلطه برکشورشکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییرداد ونقطه تاریکی درتاریخ ایران رقم زد، تا کنون مدهای مختلفی درایران رایج گردیده که تقریبا دراغلب آنها عناصرمذهبی وملی رعایت نشده وبیشترالگوبرداری تقلیدی ازمدل های غربی بوده است. حکومت پهلوی وروشنفکران غرب زده براین باوربودند که باید فرهنگ ایران را اروپایی کنند تا بدین ترتیب ازضعف وعقب ماندگی رهایی یافته ، درردیف کشورهای پیشرفته قرارگیرند ! بنابراین مدگرایی و غرب گرایی درایران ، دریک بسترفکری و دوشادوش هم رشد کرده اند .

گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعریف متمایز از یکدیگرند ، اما سیر تحولات تاریخی و اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید ، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن متبادرمی شود.

همین طور در ایران و کشورهایی نظیر آن ، رشد صنعتی در راس شعارها قرار گرفت و خیلی زودتر از آن ، طرز تفکر ، نحوه زندگی و آداب پوشش دچار تغییر شد . میل به «اروپایی زیستن» در جامعه ایرانی باعث شد که به جای بازسازی و نوسازی چارچوب اقتصادی و اجتماعی جامعه خود ، به ظواهر صنعتی شدن توجه شود . از آن زمان به بعد مهم ترین جلوه اروپایی شدن ، پوشیدن لباس های اروپایی و ترویج مدهای غربی به شمار می رفته است.

منبع:تبیان 

/ 0 نظر / 46 بازدید