پیشینه نرم جنگ نرم

 

جنگ نرم

تعریف مفهومی

مفهوم جنگ نرم در مقابل جنگ سخت مورد استفاده قرار می گیرد و دارای تعریفی واحد که مورد پذیرش همگان باشد نیست و برداشت افراد، جریان ها و دولت های گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.

جان کالینز، تئوریسین دانشگاه ملی جنگ آمریکا، جنگ نرم را عبارت از:"استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود"، می داند.

ارتش آمریکا جنگ نرم را بدین صورت تعریف می‌کند: "جنگ نرم، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اقداماتی است که منظور اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی طرف و یا گروه های دوست به نحوی است که مقاصد و اهداف ملی ایشان را تامین کند.

 

بنابراین جنگ نرم را می توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه ای بشمار آورد که جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و... از اشکال جنگ نرم است.

پیشینه تاریخی

به نظر می رسد جنگ نرم و مفاهیم مشابه آن مانند عملیات روانی، جنگ روانی، قدرت نرم، جنگ سفید و... قدمتی به اندازه حیات بشری دارد. نوع نگاه، زاویه دید، ارتباطات چهره به چهره و غیر کلامی ساده ترین و البته قدیمی ترین روش های عملیات روانی و جنگ نرم است. برخی قدیمی ترین روایت پیرامون جنگ نرم را به نبرد کیدئون با ماد نسبت می دهند که در این جنگ سپاهیان کیدئون با افزایش چندین برابری مشعل های لشگریان باعث فریب و ترس مادها شدند و در نتیجه بدون هیچ درگیری به پیروزی دست یافتند.

با این وجود جنگ نرم با مختصات جدید خود بعد از شروع جنگ سرد و در اوج آن یعنی در دهه هفتاد با مشارکت اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم ارتباطات و اعضای برجسته آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسیس مرکزی تحت عنوان "کمیته خطر جاری" طراحی و تدوین شد که مهمترین هدف آن بمباران تبلیغاتی علیه بلوک شرق و به ویژه شوروی بود که ظاهراً بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این کمیته به "کمیته صلح جاری" تغییر کرد و همچنان فعال است و کانون تهاجمات روانی آن جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران و هواداران منطقه ای آن از جمله حزب اله، حماس و کشورهای دوست ایران می باشد.

هر شایعه در برگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت می تواند باشد، ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت آن دارد، در واقع هرچقدر شایعه پیرامون مسائل "مبهم" و "مهم" باشد، همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می یابد.

کشور ما به دلیل برخورداری از فرهنگ و تمدن کهن ایرانی- اسلامی، اصالت نژادی، وسعت سرزمین، کمیت و کیفیت جمعیت، امکانات نظامی، اقتدار سیاسی، نفوذ منطقه ای و بین المللی، منابع طبیعی، سرمایه اجتماعی، درایت وتوانمندی رهبران فرهنگی وسیاسی، یکپارچگی انسجام ملی و مهمتر از همه تمسک به فرهنگ و مکتب اهل بیت علیهم السلام و التزام به نظریه ولایت فقیه الگویی مترقی و متعالی برای کشورهای اسلامی و عامل مهمی در بیداری و خیزش ملت های اسلامی منطقه است. بنابراین غرب و در راس آن آمریکا کانون حملات نرم خود را متوجه ایران اسلامی کرده اند و در کنار تحمیل 8 سال جنگ تحمیلی، کودتاهای گوناگون، حمایت از گروه های ضد انقلابی و ایجاد اغتشاش در کشور، از انواع متدهای جنگ نرم در حوزه های گوناگونی از جمله سینما، تئاتر، رمان و ادبیات داستانی، شعر، رسانه های دیجیتالی، گروه های مجازی و حقیقی، معنویت های ساختگی و عرفان های دروغین و... بهره برده اند .

در ذیل به مهمترین آنها پرداخته می‌شود:

 برچسب زدنبر اساس این تاکتیک رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند. گاهی هدف از این عملکرد آن است که ایده، فکر یا گروهی محکوم شوند، به عنوان مثال رسانه های کشورهای غربی با منفی سازی مفهوم "بنیادگرایی و اطلاق آن به کشورهای اسلامی" سعی دارند چهره منفی ای از این کشورها در اذهان عمومی مخاطبین خود القاء و ایجاد کنند.

برچسب زنی یا اسم گذاری اعتقادی برای تحریک به رد فکری و اندیشه ای بدون بررسی شواهد مورد استفاده قرار می گیرد، به عنوان مثال کشورهای غربی ها به مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطین و لبنان، برچسب تروریسم می زنند و حمایت ایران از این مبارزین را حمایت از تروریسم می نامند و با تبلیغات رسانه ای افکارعمومی را دستکاری می کنند.

روشنگریروشنگری در مفهوم جنگ نرمی آن به معنای مانور دادن بر چیزی یا کلمه ای پر فضیلت است تا هدف آن را  بدون بررسی شواهد بپذیرد و تصدیق کند.

رسانه های ارتباط جمعی از یک سو مفهوم "حقوق بشر و آزادی" را پر فضیلت جلوه می دهند و از سوی دیگر غرب را مهد‌ آزادی و مدافع حقوق بشر قلمداد می کنند، در حالی که بیشترین نقص حقوق بشر و آزادی در این کشورها صورت می گیرد.

انتقال

جنگ نرم

انتقال یعنی اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر کردن آن منتقل شود،

استفاده از نمادهای مذهبی و یا ملی و انتساب به اشخاص و جریان هایی که مورد احترام توده های عمومی مردم هستند تاکتیک انتقال نامیده می شود. در این تاکتیک از ابزارهای گوناگونی مانند طنز، کاریکاتور، داستان کوتاه، شعر و موسیقی و... استفاده می شود.

تصدیق تصدیق یعنی اینکه شخصی که مورد احترام یا منفور است بگوید فکر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است. حمایت اشخاص معروف (سیاستمداران، هنرمندان، ورزشکاران، دانشمندان و...) و گروه های فرهنگی، سیاسی واجتماعی از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می شود.

شایعه شایعه در فضایی تولید می شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امکان پذیر نباشد. به عبارتی شایعه در جایی ایجاد می شود که خبر نباشد و یا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. شایعه انتقال شفاهی پیامی است که برای برانگیختن باور مخاطبان و همچنین تاثیر در روحیه آنان ایجاد می شود. مطالب کلی شایعه باید حول محورهای اساسی و مهمی باشد که مخاطب نسبت به آن حساسیت بالایی دارد.

از این تاکتیک در تبلیغات انتخاباتی استفاده می شود که نمونه های بسیاری از آن را می توان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ملاحظه کرد.

 

هر شایعه در برگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت می تواند باشد، ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت آن دارد، در واقع هرچقدر شایعه پیرامون مسائل "مبهم" و "مهم" باشد، همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می یابد.

با توجه به موضوع و جامعه هدف شایعات گوناگونی تولید می شوند که عبارتند از شایعات تفرقه افکن، هراس آور، امید بخش، آتشین وغیره. در شایعه سازی از تاکتیک های گوناگون از جمله تسطیح، همانند سازی، برجسته سازی (بزرگنمایی) و... نیز استفاده می شود.

کلی گوییمحتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی که از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد کنکاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند که بدون تعریف و توجیه مشخص در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بکار گرفته می شوند.

در واقع کلی گویی عبارت است از ایجاد ارتباط نظر و عملی خاص با مفهومی ویژه تا مخاطب بدون بررسی دلایل، شواهد و قرائن، آن نظر و عمل را بپذیرد.

تاکتیک کلی گویی تاکتیکی است که سعی می کند، ذهن مخاطب متوجه حواشی و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مرکزی پیام، حساسیت نداشته و آن را بدون بررسی و کنکاش بپذیرد که به همین دلیل برخی این تاکتیک را "بی حس سازی مغزی" نیز می نامند.

دروغ پردازی‌های بزرگاین تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای ترساندن و به وحشت افکندن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می گیرد. بدین معنی که پیامی را که به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می کنند و مدام آن را تکرارمی کنند تا ذهن مخاطب آن را جذب کند. معروفترین استفاده از این تاکتیک در زمان آدولف هیتلر و توسط رئیس دستگاه تبلیغاتی نازی ها، گوبلز بوده است. گوبلز در این باره می گوید: "دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور‌ آن برای مردم راحت تر است".

در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری اخیر شایع شد که مبلغی حدود 18 میلیارد دلار از کشور خارج و به شکلی(مضحک!) به یکی از کشورهای همسایه وارد شده است. این دروغ به قدری بزرگ بود که برخی آن را باور کردند(!) در حالی که میزان درآمد سالیانه کشور از 90 میلیارد دلار کمتر است و این حجم مالی یعنی چیزی حدود 20 درصد درآمد کشور. این دروغ بزرگ که توسط رسانه ای ضد انقلاب عنوان شد عده ای را به تردید و در مواردی به پذیرش آن وادا شته بود.

جنگ روانی

انسانیت زدایی و اهریمن سازییکی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت) "انسانیت زدایی" است. چون وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه کرد.در این تاکتیک با استفاده از برچسب زنی صفات منفی به حریف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجیه حملات و تهاجمات علیه رقیب می پردازند.

قبل از حمله آمریکا به افغانستان و عراق رسانه های آمریکا با استفاده از اخبار و القاب گوناگون تصویری مملو از رفتارهای تروریستی ، وحشی گرانه و ضد انسانی از طالبان و صدام در ذهن مخاطبان خویش القا می کردند به گونه ای که تروریست و صدام مترادف قلمداد می شد.

ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی از جمله کلی گویی ، اهریمن سازی و غیره به ارائه پیشگویی های مصیبت بار می پردازند که بتوانند، حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افکار وی را هدایت نمایند.

از این تاکتیک در تبلیغات انتخاباتی استفاده می شود که نمونه های بسیاری از آن را می توان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ملاحظه کرد.

ارائه اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی کشور و فاجعه آمیز بودن آینده کشور در صورت تداوم وضع موجود ذیل این تاکتیک تعریف می شود.

ایجاد تفرقه و تضاد ازجمله اموری که در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف حریف است. ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یکپارچگی شده و رقیب را مشغول مشکلات درونی جامعه خود می کند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن کاسته و قدرتش فرسوده می شود.

ایجاد تفرقه و تضاد موجب ایجاد "گسست" شده و در جامعه ای که به لحاظ طبیعی این گسست ها وجود داشته باشند، آنها تقویت می شوند؛ از قبیل گسست قومیت ، مذهب، دین، جنسیت، زبان، نژاد و غیره.مهمترین هدف این تاکتیک، ایجاد گسست بین مردم و نظام سیاسی است که باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومی مردم و مقبولیت و پذیرش رژیم سیاسی می شود.این تاکتیک به شدت مورد توجه بنگاه های خبرپراکنی و استکبار جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و در چند ماهه اخیر بر شدت بهره گیری از آن افزوده است.

ترور شخصیتدر جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ترور فیزیکی جای خود را به ترور شخصیت می دهد. در زمانی که نمی توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیکی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاکتیک ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت زدایی و اهریمن سازی و... وی را ترور شخصیت می کنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و کاهش محبوبیت وی می شوند.

دشمنان انقلاب و نظام اسلامی با استفاده از این تاکتیک و بهره گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر، کلیپ های کوتاه و... که عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.

منبع:سایت تبیان

تاکتیک های جنگ نرم

/ 0 نظر / 24 بازدید